مشروبخواری مردان، جرمی علیه زن و خانواده
چكیده:
بشر در دوران معاصر دچار آسیبها و چالشهای فردی و اجتماعی فراوانی شده و در تكاپوی حل آنها، در دام نابهنجاریهای دیگری گرفتار شده است. الكلیسم، یكی از نابهنجاریهایی است كه تأثیرات منفی و مخرّبی را در عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی به همراه دارد. بدین لحاظ نهاد خانواده، به عنوان مهمترین نقطه آسیبپذیر این انحراف و زنان، به عنوان اولین قربانیان این كجروی اجتماعی محسوب میشوند؛ به گونهای كه میتوان میخوارگی مردان را جرمی علیه زنان تلقی كرد. در این نوشتار ضمن بررسی آماری میزان مشروبخواری، علل بیولوژیكی، روانی و اجتماعی آن و پیامدها و زیانهای ناشی از میگساری با تأكید بر نهاد خانواده و زنان مورد بررسی قرار گرفته و در پایان نیز اصول پیشگیری از این معضل و راهكارهای آن ارائه شده است.
واژگان كلیدی:
شرابـخواری، میخـوارگی، اعتیـاد به الكـل، میگسـاری، الكلیسم، انحرافات اجتماعی، مشروبخواری، خانواده، زنان، مردان، جرم.
امروزه استفاده از مواد آسیبزا از جمله الكل، در جهان به یك بحران اجتماعی و اخلاقی تبدیل شده و بشر را به سوی پرتگاه خطرناكی كشانده است.
درحال حاضر بیش از 100 میلیون نفر در آمریكا از الكل استفاده میكنند و حدود 12 تا 15 میلیون آمریكایی به طور افراطآمیزی الكل را بكار میبرند و مبتلا به الكلیسم میباشند. این عارضه در آمریكا به طور وحشتناكی در حال فزونی است و هرسـاله 000/200 نفر یا بیشتر را شامل میشود و بیشتر مصرفكنندگان در سنین 19-13 سال هستند. مصرف الكل سالیانه باعث مرگ و میر نیمی از مردمی است كه در اثر تصادفات اتومبیل مصدوم میشوند. همچنین 50 درصد قتلها و آدمكشیهای عمدی، 40 درصد تهدیدات، 35 درصد زنای به عنف و 30 درصد خودكشیها بر اثر مصرف مشروبات الكلی است. متوسط طول عمر الكلیها 12 سال كمتر از كسانی است كه مشروب نمیخورند و در حال حاضر الكل سومین عاملی است كه در آمریكا موجب مرگ و میر میشود و در ورای امراض قلبی و سرطان بوجود میآید.
نگاهی به تعداد مصرف كنندگان مشروبات الكلی در چند كشور جهان، پرده از عمق این كجروی و انحراف اجتماعی برمیدارد. هرچند كه این آمارها متعلق به سالیان قبل میباشد ولی به خوبی وضعیت اسفناك این پدیدة شوم را در جهان نشان میدهد. بیتردید این آمارها، اكنون افزایش یافته است.
جدول (1): تعداد معتادان به الكل در هر صد هزار نفر جمعیت بیست سال به بالا در چند كشور صنعتی در سالهای مختلف
منبع: سازمان بهداشت جهانی
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و حاكمیت ارزشهای دینی، نرخ ارتكاب بسیاری از مفاسد اجتماعی كاهش یافت و یا به صفر رسید، اما پس از پایان جنگ تحمیلی، به تدریج بر آمار مصرفكنندگان الكل افزوده شد و در چند سال اخیر مصرف الكل به ویژه در میان جوانان كشور افزایش یافت. البته به دلیل تحریم قانونی و شرعی در ایران، معضل الكلیك وجود ندارد، اما گرایش به استفاده از مشروبات الكلی نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته است و عمده كالایی كه به صورت قاچاق از غرب كشور (مرز عراق) وارد میشود، مشروبات الكلی است.
به اعتقاد مدیركل امور آزمایشگاههای سازمان پزشكی قانونی، آمار كامل و دقیقی از مصرف كنندگان و معتادان الكل وجود ندارد، اما افرادی كه به عنوان متهم یا مشكوك به مصرف شبانه روزی الكل هستند، از طریق دستگاهها و ضابطین قضایی برای آزمایش پزشكی قانونی ارجاع داده میشوند، اكثراً مردانی در سنین 20 تا 30 سال هستند و بیشترین میزان مصرف مشروبات الكلی نیز در طی روزهای تعطیل صورت میگیرد. اخیراً در پروندههای مختومة دادگاههای عمومی كشور نیز نرخ مشروبخواری در حال افزایش است.
جدول (2): تعداد پروندههای مربوط به جرم مشروبخواری طی سالهای 1380ـ 1375
سال 1375 1376 1377 1378 1379 1380
فراوانی 90886 122588 137353 154714 165354 217440
منبع: دفتر آمار و پردازش دادهها، دادگستری جمهوری اسلامی ایران
در مقایسه اجمالی پروندههای ارجاعی به دادگستری از سال 1375 تا 1380 به مدت پنج سال، بیش از 130 درصد رشد جرائم، مربوط به مشروبخواری است و افزایش مزبور، پرده از عمق این فاجعه برمیدارد. گرایش شدید به مصرف مواد الكلی، زمینه اجتماعی را برای سودجویان حرفهای فراهم آورده و كارگاههای زیرزمینی با شیوههای غیربهداشتی، اقدام به تولید غیرقانونی الكل كردهاند، به گونهای كه در سال 1381 بیش از 150 شهروند تهرانی بر اثر مصرف مشروبات الكلی دستساز فوت كردهاند.
تعریف مفاهیم كلیدی
در این بخش مفاهیم اساسی كه كاربرد زیادی در این نوشتار دارند، تعریف شده است:
1ـ میخوارگی
این اصطلاح عمدتاً برای مصرف مفرط الكل، وابستگی به الكل یا آسیبدیدگی ناشی از آن بكار میرود.
2ـ اعتیاد به الكل
هرگاه شخص در نوشیدن مشروبات الكلی و مواد مخدر افراط نماید، دچار اعتیاد به الكل (الكلیسم) شده است. واژه اعتیاد به الكل در بررسیهای علمی كاملاً رایج است، اما برخی ترجیح میدهند كه به جای كاربرد اصطلاح اعتیاد، از مفهوم وابستگی استفاده نمایند.
تاریخچه
استفاده از الكل ریشة دیرینهای در زندگی بشر دارد، «كمبوجیه» اولین كسی بوده كه در قرن ششم پیش از میلاد، نام الكلیك به او اطلاق شده است. بسیاری از مردمان فرهنگهای قدیم مانند مصر، یونان و رُم در استفاده از شراب افراط میكردند. قدیمیترین فرمول تهیه شراب، در حدود یك و نیم قرن قبل از میلاد مسیح به وسیله «ماركوس كاتا» در ایتالیا ثبت شد. در حدود 800 سال بعد از میلاد مسیح، مرحله تقطیر توسط یكی از شیمیستهای عرب توسعه پیدا كرد، بعد از این اختراع، شاهد افزایش چشمگیر الكل هستیم.
پیش از ظهور اسلام، میگساری در عربستان نیز شیوع داشت، اما با طلوع خورشید عالمتاب اسلام، در طی چند مرحله، حكم تحریم مشروبات الكلی توسط قرآن كریم بیان شد: «یا ایهاالذین آمنوا انماالخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون.»
«ای مؤمنان، شراب، قمار، بتها و شرطبندی با تیرها، پلیدی و كار شیطان است، از آن اجتناب كنید تا رستگار شوید.»
بعد از این حكم تحریمی، شرابخواری در تمام سرزمینهای اسلامی، به حداقل رسید و پس از گذشت چندین سال، در سرتاسر كشورهای اسلامی ممنوع گردید.
برای اولین بار در سال 1887 روانپزشكی روسی به نام كورساكوف نوعی بیماری روانی را كشف نمود كه عامل از بین رفتن حافظه (به خصوص حافظه وقایع اخیر) است.
البته گرایش به استفاده از الكل در كشورهای اسلامی به دلیل تابوی تحریم شراب، تبدیل به بحران اجتماعی نشده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، میگساری تقلیل یافت، اما پس از پایان جنگ تحمیلی و بروز برخی ناهنجاریهای اجتماعی، به تدریج بر آمار مصرف كنندگان الكل افزوده شد و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن دامنگیر خانواده و زنان گردید، البته نكته حائز اهمیت، بازشناسی علل و عوامل گرایش برخی مردم، به ویژه جوانان به مصرف مشروبات الكلی است.
علل و عوامل مشروبخواری
برای شناخت عوامل گرایش و اعتیاد به الكل پژوهشهای فراوانی انجام شده است. برخی محققان بر روی عوامل ژنتیك و وراثتی تأكید زیادی دارند و برخی دیگر میخوارگی را پاسخی به فشارهای زندگی تلقی كردهاند. از دیدگاه برخی اندیشمندان نیز عوامل روانی و اجتماعی، تأثیر بیشتری بر وابستگی به الكل دارند.
1ـ عوامل ژنتیكی و بیولوژیكی
در مورد تأثیر این تیپ عوامل، دو دیدگاه كلی وجود دارد:
دیدگاه اول: در این نظریه بیان میشود كه براساس تحقیقات گسترده و شواهد فراوان تجربی، آمادگی و استعداد الكلیلك شدن فرد از طریق توارث منتقل میشود. آنان معتقدند كه بدن بعضی از افراد نسبت به برخی از ویتامینها و مواد غذایی، اشتهای مادرزادی شدیدی دارند، از اینرو برای جبران این كمبود به نوشیدن مشروبات الكلی مبادرت میورزند. تحقیق «بلویلر» نشان داد در بین 28 درصد معتادان آمریكایی و سوئیسی اختلالات غدد داخلی به خصوص تیروئید و هیپوفیز وجود دارد. شواهد نشان میدهدكه توزیع فراوانی اعتیاد به الكل میان اعضای خانوادهها چشمگیر است. در تحقیقی كه «آمارك» در میان 645 معتاد به الكل در سوئد انجام داد، نتیجه گرفت كه تقریباً 25 درصد برادران و خواهران این بیماران، مبتلا به الكلیسم بودند. در پژوهشی دیگر كه «بلویلر» انجام داد با مطالعه 50 معتاد آمریكایی و 50 معتاد سوئیسی مشاهده كرد كه در هر دوگروه 28 درصد پدران، 5 درصد مادران، 15 درصد برادران، 5 درصد خواهران بالاتر از 40 سال، مبتلا به مصرف الكل بودهاند.
از سوی دیگر طی مطالعهای كه «وینوكر» در مورد 259 الكلیك بستری در بیمارستان انجام داد، مشاهده نمود كه حدود كمی بیش از 40 درصد آنها، والدین الكلیك داشتهاند. «گودوین و بگران» نیز در سال 1973 از تحقیقات خود نتیجه گرفتند، بچههایی با والدین الكلیك كه به وسیله پدر و مادرخواندههای غیر الكلیك نگهداری میشدند، در حدود سن 20 سالگی، دوبرابر كسانی كه پدر و مادر اصلی آنها الكلیك نبودند، تمایل به مصرف الكل داشتند.
دیدگاه دوم: برخی از پژوهشگران براین باورند كه گرایش به الكل محصول وراثت و بهم خوردن تعادل آنزیمها و یا غدد داخلی نیست، بلكه علت اصلی آن محیط شخص الكلیك میباشد. در تحقیقی كه توسط «بركس و میتلمن» انجام شده است 36 كودك را كه والدین الكلیكی داشتند، به عنوان گروه آزمایش به پرورشگاه سپردند، 25 كودك دیگر را كه دارای والدین غیر الكلی بودند، به عنوان گروه كنترل انتخاب كردند، سپس ملاحظه نمودند كه احتمال الكلیك شدن گروه آزمایش، نسبت به گروه كنترل چندان زیاد نبوده است، بدین صورت فرضیههای ژنتیكی گرایش به الكل مورد شك و تردید واقع گردید. به هرحال با توجه به شواهد و تحقیقات بیشتر، دیدگاه دوم، موّجهتر به نظر میرسد و امروزه این عامل در كنار سایر عوامل روانی و اجتماعی مورد توجه قرار دارد.
2ـ عوامل روانشناختی
بیتردید عوامل درونی و برونی در سوق دادن افراد به میگساری بیش از عوامل ژنتیكی و بیولوژیكی تأثیر دارند. برخی افراد برای كاهش اضطراب و فشارهای روانی مشروب میخورند. شرابخواری میتواند نشانه عدم ثبات شخصیت و یا واكنش نسبت به فشار محیط باشد.
از دیدگاه روانكاوان، شرابخواری نوعی دفاع روانی است. «فروید» معتقد بود كه مشروبخواری برگشت به مرحله دهانی است و در این مرحله كودك از هرگونه مسئولیت آزاد بوده و كاملاً به عوامل بیرون از خود متكی است. «آدلر» نوشیدن الكل را جبرانی برای فرار از احساس حقارت میداند و «رادو» نتیجه میگیرد كه مشروبخواری برای برطرف كردن احساس پوچی، محرومیت، یأس وسرخوردگی در زندگی است.
پژوهشگران گزارش دادهاند كه الكلیكها پیش از مصرف الكل، دارای هیجانات نابالغی میباشند، از دنیا انتظارات زیادی دارند، احتیاج بیش از حد به ستایش و قدردانی داشته، در مقابل شكست، از خود واكنش حقارتآمیز نشان میدهند. در برابر ناكامی، تحمل كمی دارند، در انجام نقشهای زن و مرد احساس عدم كفایت و عدم شایستگی میكنند.
شخصیت ضداجتماعی و افسردگی دو نوع بیماری بالینی هستند كه وابستگی زیادی به نوشیدن بیش از حد مشروبات الكلی دارند.
خصوصیت مشتركی كه در بیشتر افراد مشروبخوار مشاهده میشود، «شخصیت ناسازگارانه» است. با این وصف افراد به صرف داشتن شخصیت ناسازگارانه و نابهنجار الكلیك نمیشوند. فرد الكلیك تصویر منفی از خود دارد، احساس عدم كفایت میكند و ترجیح میدهد كه یكسری خصوصیات دیگر نظیر اغراق و مبالغه در استفاده از مكانیسمهای دفاعی مانند انكار و تكذیب، دلیلتراشی، بیشخصیتی، آسیب بر كنترل و انگیزه و تصمیمگیری توأم با نیرنگ و فریب را نیز نشان دهد.
نظریه پردازان براین باورند كه مشروبخواری اغلب جهت كاهش اضطراب و احساس محرومیت انجام میشود و به طور كلی مشروبخواران دارای شخصیت رشد نیافته، كودكانه، نارسیستیك و لذتطلب هستند، آنها تحمل محرومیت را ندارند و قبول مسئولیت و رویارویی با مسائل زندگی برایشان دشوار است.
شیفر به این نتیجه رسیده است كه الكلیسم یك پاسخ به اضطراب میباشد، یعنی فرد برای اینكه از دست اضطراب خلاص شود، به الكل پناه میبرد.
رنجش، خشم، افسردگی و دیگر حالات ناخوشایند، نتیجه زندگی فشارآور بر او است. پس برای اینكه در مقابل تنش، احساس راحتی و آسودگی كند، به مشروبات الكلی پناه میبرد و دائمالخمر میشود و سرانجام اینچنین الگوی رفتاری، برای سازگاری وی با فشارهای درونی، به صورت عادت درمیآید.
همان طوری كه بندورا بیان میكند انسانها معمولاً به نتیجه آنی رفتار، بیش از نتیجه دراز مدت آن توجه دارند، به طور نمونه شخص الكلیك به عواقب خوشایند شراب واقف است و میداند كه پس از نوشیدن شراب، شاداب میشود (نتیجه آنی)، ولی توجه نمیكند كه بعدها به سرزنش اجتماعی و احساس گناه (نـتـیجه درازمـدت) مـبتـلا خـواهد شـد. الـبتـه بـا تـجربـه بـالـینـی ثابت شده است كه مصرف افراطی الكل با احساس حقارت، تمایلات هوسرانی و آمادگی برای اضطراب ارتباط دارد.
ـ اختلال شخصیت
الگوی اختلال شخصیت، تأثیر عمیقی بر تفكر روانپزشكی دربارة وابستگی به الكل گذاشته است، شواهدی در دست است كه نشان میدهد بسیاری از الكلیها مشكلات روانی یا نیمرخهای شخصیت نابهنجار دارند. گساپ و آیزنك (1980) بیش از 20 معتاد را در 3 مركز درمانی با آزمودنیهای گروه كنترل مقایسه كردند، گروه معتادان از نظر هریك از 4 مقیاس پرسشنامه شخصیت آیزنك با گروه نابهنجار تفاوت داشتند، ولی مهمترین تفاوت آنها در نمرههای بسیار بالای روان رنجوری معتادان به الكل بود كه دچار مشكلات خلقی (عاطفی)، به ویژه احساس اضطراب و افسردگی بودند.
ـ اختلال شناختی
اشخاص به طور ناگهانی و توجیهناپذیر قربانی الكلیسم نمیشوند، آنها به طور فعال درگیر مصرف الكل میگردند و نگرشها، باورها، اهداف و انتظاراتشان در این كار نقش مهمی دارد. برای مثال این بحث كه آیا الكل باعث كاهش اضطراب و تنش میشود، میتواند در گرایش فرد به الكل مؤثر باشد. زیرا بسیاری از افراد مشروبخوار انتظار دارند كه الكل تنش و اضطراب آنان را كاهش دهد و این موضوع ممكن است در تصمیمگیری آنان برای نوشیدن الكل مؤثر باشد. مارلت و همكارانش (1973) اهمیت این نوع انتظارات را در تحقیقات خود نشان دادند.
3ـ عوامل خانوادگی
روابط و تعامل میان اعضای خانواده، در گرایش و مصرف الكل، نقش غیرقابل انكاری دارد، از این رو در خانوادههای الكلی، امكان گرایش دیگر اعضای خانواده بیشتر است و رفتار والدین میخواره، فرزندان را به استفاده از الكل تشویق میكند. پدر الكلی در بدو امر، با مخالفتهای جدی سایر اعضای خانواده به ویژه همسرش، به دلیل بروز رفتارهای ناشایست، كتككاری فرزندان، تجاوز نامشروع، همسایهآزاری و.... مواجه میشود. در این صورت فرد برای تداوم اعتیاد به الكل، احتیاج به جلب نظر همسر دارد و معمولاًً تلاش میكند تا همسرش را وابسته به مشروب نماید تا بتواند به رفتار نابهنجار خود را ادامه دهد و مزاحمی نداشته باشد.
ناسازگاری والدین، طلاق و جدایی پدر و مادر نیز میتواند بستر مناسبی را برای احساس شكست و فشار اجتماعی ایجاد كند و در نتیجه گرایش به الكل را افزایش دهد.
4ـ عوامل فرهنگی و اجتماعی
بسیاری از پژوهشگران معتقدند ساختارها و عوامل اجتماعی در میزان گرایش و وابستگی به الكل تأثیر جدی دارد. هورتون (1943) در مطالعاتی كه در مورد 56 جامعه بدوی انجام داد، متوجه شد كه هر چقدر سطح ناامنی در فرهنگی زیاد باشد، مصرف الكل نیز به همان اندازه زیادتر خواهد شد و علت آن در دسترس بودن الكل و قابلیت دریافت فوقالعاده الكل است.
از سوی دیگر برخی پژوهشگران وجود دوگانگی فرهنگی و فشارهای ساختاری را در گرایش به الكل مؤثر دانستهاند. بیلز به سه عامل فرهنگی در گرایش به الكل اشاره كرده است:
1)ـ میزان فشار و تنش درونی كه در اثر قواعد فرهنگی بوجود میآید.
2)ـ تشویق مشروبخواری از طریق فرهنگ.
3)ـ فرصتی كه فرهنگ برای جانشین ساختن احتیاجات ارضاء نشده و همچنین سازگاری با تنش و اضطراب آماده میسازد.
بسیاری از پژوهشگران نیز به تأثیر الگوهای فرهنگی بر مصرف الكل اشاره كردهاند، نخستین نسل آمریكائیهای ایتالیایی تبار و آمریكائیهای یهودی، به فرهنگهایی تعلق دارند كه مشروبخواری در بین خانوادههای آنان و یا در محیطهای مذهبی متداول است. در ایالات متحده آمریكا تعداد معتادان به الكل در میان سیاهپوستان و پورتوریكوییها بسیار زیاد است. نخستین بررسیهایی كه درباره وابستههای اجتماعی اعتیاد به داروها انجام شده است، به اوضاع نامساعد اجتماعی و اقتصادی اشاره كردهاند، از جمله اینكه بین جایگاه اقتصادی پایین، پیشرفت تحصیلی ضعیف، زندگی خانوادگی از هم گسیخته و زندگی در محلهها و خانههای پرجمعیت، با اعتیاد به الكل رابطة قوی وجود دارد.
ـ آنومی
عامل اجتماعی دیگری كه اهمیت آن از سایر عوامل فرهنگی ـ اجتماعی كمتر نیست؛ تغییرات سریع در ساختارها و نهادها و پایگاههای اجتماعی افراد جامعه است. هنگامی كه جامعه از حالت سنتی به وضعیت مدرن تغییر میكند، بسیاری از هنجارها و ارزشهای اجتماعی دگرگون میشود و در این حالت تحولات بسیاری رخ میدهد كه هنجارها و ارزشهای قبلی فرومیریزد، در حالی كه هنجارها و ارزشهای جدید شكل نگرفته و نهادینه نشده است. لذا اعضای جامعه دچار تردید و سردرگمی شده و وضعیت آنومی یا بیهنجاری اجتماعی ایجاد میشود، این شرایط گرایش اعضای جامعه را به مصرف مشروبات الكلی افزایش میدهد.
ـ لذتجویی بیضابطه در اوقات فراغت
یكی دیگر از عوامل فرهنگی و اجتماعی گرایش به میگساری عدم برنامهریزی صحیح و ارزشی برای گذران اوقات فراغت است؛ بشر به طور طبیعی برای رفع خستگی از اعمال روزانه و برنامههای ثابت زندگی، اوقاتی را به تفریح و تفرّج اختصاص میدهد و در آن ساعات به انواع ورزشها، دیدار از دوستان، استفاده از رسانهها و سایر فعالیتهای تفریحی میپردازد. در روایات اسلامی، اوقات شبانهروزی انسان مؤمن به سه بخش تقسیم شده است: یكی برای كار و تلاش و كسب حلال، دوم برای عبادت و بندگی خدا، سوم برای استفاده از نعمتهای الهی جهت شادابی در دو بخش دیگر.
حضرت علی (ع) در مورد اوقات فراغت میفرماید: «ما احق الانسان ان تكون له ساعة لایشغلها عنها شاغل». «چه سزاوار است كه انسان، ساعتی و لحظاتی را برای خود داشته باشد كه هیچ بازدارندهای او را از آن لحظهها بازندارد».
بنابراین میبایست این تمایل غریزی بشر به استفاده از اوقات فراغت، با آموزههای دینی و توصیههای مسئولانة مربیان هدایت و كنترل گردد، در غیر این صورت ساعات اوقات فراغت زمینهای برای لذتجویی و خوشگذرانیهای خطرناك تبدیل خواهد شد. حضرت علی (ع) دراینباره فرمود: «با فراغت، هوسرانی است». متأسفانه گاه مشاهده میشود جوانان در اوقات فراغت به تفریحات مضر روی آورده و بهترین فرصتهای جوانی را به انواع پلیدیها آلوده میسازند.
در پارهای از اوقات، میگساری و مصرف مشروبات الكلی، زینت بخش كوهنوردی یا مجالس شبنشینی شده است، بیآنكه به زیانها و عوارض شوم آن توجه شود.
مجالس عروسی، جشنتولدها و سایر محافل خصوصی و خانوادگی در صورت عدم حاكمیت ارزشهای اخلاقی و دینی، میتواند زمینه بروز برخی ناهنجاریها را فراهم نماید؛ معالاسف گاهی استفاده از مشروبات الكلی در اینگونه محافل، نوعی پرستیژ اجتماعی تلقی میشود، به گونهای كه مصرفكنندگان میپندارند گوی سبقت را از هم ردیفان خود ربودهاند، غافل از آنكه پس از مصرف و ایجاد حالت مستی، انواع فسادها و تجاوزهای جنسی رخ داده و هویت و بنیان خانواده و روابط انسانی از بین میرود و پردة حیا و عفت برای همیشه در آتش شهوات حیوانی خواهد سوخت.
ـ عدم كارایی سیستم كنترل اجتماعی
كنترل و نظارت اجتماعی مكانیسمهایی است كه جامعه برای واداشتن اعضایش به سازگاری به كار میبرد. به عبارت دیگر، كنترل اجتماعی به مجموعه عوامل محسوس و نامحسوسی گفته میشود كه یك جامعه در جهت حفظ معیارهایش به كار میبرد.
دوركـیم بـراین باور اسـت كـه اگـر در جـامـعهای هـمـبستگـی اجـتماعی ـ یعنی نیروی كششی كه افراد یك جامعه را بهم پیوند میدهدـ قوی باشد، اعضای آن با ارزشها و هنجارهای اجتماعی همنوا میشوند، ولی اگر در جامعهای همبستگی اجتماعی ضعیف باشد، ممكن است مردم به سوی رفتار مجرمانه كشیده شوند. جامعهشناسان از دو نوع كنترل اجتماعی شامل رسمی و غیررسمی نام میبرند. مقصود از كنترل غیررسمی شكلی از كنترل اجتماعی است كه در عرصه رویارویی اجتماعی اعضای جامعه در خانواده، مدرسه، محلكار، مسجد، دانشگاه و.... تحقق مییابد. افرادی كه برخلاف هنجارها و معیارهای اجتماعی رفتار كنند، تحت فشار قرار گرفته و از جامعه طرد میشوند. بنابراین گروههای مرجع نقش مهمی در همنوایی افراد با هنجارها و ارزشها ایفا میكنند.
كنترل رسمی نیز مجموعه قوانین و مقررات حقوقی و قانونی است كه با مجرمان و كجروان اجتماعی برخورد قانونی میكند و با وضع مجازات بدنی، اقتصادی و... افراد را كنترل مینماید.
از دیدگاه اسلام، مكانیسم كنترلی افراد و واداشتن آنان به رعایت هنجارها و ارزشها میبایست در درون افراد باشد، زیرا در پرتو اعتقاد درونی به خدا و قیامت، كجروی افراد تقلیل خواهد یافت و با تضعیف سیستم كنترل درونی، هنجارشكنی و گرایش به منكرات از جمله شرابخواری رو به افزایش خواهد گذارد. در جامعهای كه امر بمعروف و نهی از منكر (كنترل اجتماعی) به عنوان دخالت در كار دیگران و مانع آزادیهای آنان تلقی شود، زمینه برای انواع هنجارگریزیها فراهم میشود.
ـ تزلزل گروههای مرجع در پایبندی به ارزشها
گروه مرجع گروهی است كه به هنگام ارزیابی و داوری فرد درباره خود، به عنوان الگو به كار میرود. گروه مرجع از آن نظر اهمیت دارد كه به فرد كمك میكند تا ارزشها، اهداف و معیارهای خاص رفتاری داشته باشد. گروه مرجع معیارهای رفتاری مورد تأیید و پذیرش را به فرد نشان میدهند، این گروهها به فرد كمك میكنند كه به ارزیابی خود بپردازد. براین اساس، گروههای مرجع باید نسبت به ارزشها و هنجارها پایبندی نشان دهند تا افراد دیگری كه حركات و سكنات آنان را الگوی خود میدانند با اطمینان خاطر و اشتیاق كامل، به هنجارها وفادار بمانند، زیرا عدم تقید گروههای مرجع، نظیر پدر و مادر، هنرمندان، نخبگان و افراد ممتاز اجتماعی، موجب تزلزل و سستی ارزشها و هنجارها در جامعه میشود.
ـ فقدان اطلاعرسانی در مورد عواقب میگساری
انسانها برپایه دو عنصر اساسی جلب منفعت و رفع ضرر برای انجام یا ترك فعل تصمیم میگیرند. آگاهسازی و دانشافزایی افراد خانواده، از عواقب كجرویها و آسیبهای اجتماعی بر نهاد خانواده و روابط زن و شوهر، از مهمترین وظائف نهادهای فرهنگی است.
چنانچه این نهادها نتوانند خانوادهها را از عوارض سوء ناشی از مصرف مشروبات الكلی آگاه سازند و فقط، گزارشها و اخبار مصرف الكل را منتشر نمایند، این عمل میتواند به عامل اشاعه این منكر تبدیل شود. بدین لحاظ وسائل ارتباط جمعی میبایست از طریق مصاحبه با كارشناسان، ساختن فیلمهای مستند و سینمایی و سایر آفرینشهای هنری، چهره زشت میگساری و تبعات آن را برای خانوادهها و اقشار مختلف مردم آشكار سازند و این پدیدة ناپسند اجتماعی را از ابعاد مختلف و جدید موشكافی نمایند.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، كتابها و مقالات متعددی در ارتباط با تحریم شراب و آثار فیزیولوژیكی، روانشناسی و اجتماعی مشروبخواری منتشر گردیده است، ولی متأسفانه پس از انقلاب، یا به دلیل غفلت از شیوع تدریجی میگساری در میان افراد جامعه، یا به جهت رویه نادرست پاك كردن صورت مسئله به جای حل آن، اقدامات مناسب فرهنگی جهت اطلاع رسانی دربارة پیامدهای شوم این عمل انجام نگردیده است. در حالی كه میتوان با ارائه آخرین دستاوردهای علمی از گسترش این كجروی اجتماعی جلوگیری نمود.
5 ـ عوامل سیاسی
در كنار طرح سایر عوامل مؤثر بر گرایش به الكل نباید از تأثیر عوامل سیاسی به ویژه در جامعه اسلامی غفلت نمود. زیرا نظام سلطه جهانی از طریق اشاعه فساد و نابهنجاری سعی در استثمار ملل اسلامی مینماید.
آمریكا، به عنوان دشمن نظام اسلامی ایران، پس از ناامیدی و شكست در انواع توطئه نظیر تهاجم نظامی، ترور شخصیتهای بزرگ، تحریم اقتصادی بر علیه جمهوری اسلامی ایران، درصدد تهاجم فرهنگی و ترویج بیبند و باری است.
ورود سیلآسای بطریهای مشروبات الكلی از مرزهای كشور حتی به طور رایگان از جمله ترفندهای امریكا علیه ایران است.
بدون تردید غرب، همانگونه كه تمدن اندلس را با ترویج فساد و شرابخواری از حاكمیت مسلمانان خارج ساخت، امروز درصدد است با ورود مشروبات الكلی به صورت رایگان، پایههای نظام اسلامی را متزلزل كند. بدین جهت در بسیاری از وبسایتهای اینترنتی و فیلمهایی سینمایی، فرهنگ میگساری را با تمام ظرافتهای هنری به مخاطبان القاء نماید.
پیامدهای مشروبخواری
شرابخواری آثار مخرب و نابهنجاری را برای فرد مصرف كننده و اطرافیان او برجای میگذارد كه برخی از این آثار منفی بر جسم و روان شخص الكلیك است و برخی آثار خانوادگی و اجتماعی میباشد، به گونهای كه خانواده (گروه كوچك اجتماعی) و جامعه (اجتماع بزرگ انسانی) از اثرات سوء آن در امان نیستند. برخی از این پیامدها به شرح ذیل است:
1)ـ آسیبهای جسمی
اولین اثر مهلك میگساری، بر جسم و بدن فرد الكلیك خواهد بود، به طوری كه صدمات جبران ناپذیری را به حواس پنجگانه، دستگاه گوارشی، اعضای تناسلی، دستگاه گردش خون و قلب وارد میسازد.
مطابق گزارش محافل طبی و بهداشتی و تجربیات پژوهشگران، پس از ورود الكل به بدن، فقط قسمت اندكی از آن تجزیه شده و از بین میرود، ولی قسمت اعظم آن وارد خون شده و از طریق جریان خون به تمام اعضای بدن میرسد و از آنجا كه الكل مادهای سمی است، هیچ یك از اعضای بدن را سالم نگذاشته و كلیه، معده، كبد، مخاطات دهان، حلق، مری، روده و كبد را فاسد مینماید. همچنین اعتیاد به الكل در بیضتین و تخمدانها [علاوه بر صدمه به اعضای حساس تناسلی] تخم و تخمك را مسموم نموده و از این طریق، نسل بعدی را از سلامتی محروم میسازد. از دیگر اثرات ناگوار مصرف الكل بر دستگاه تنفسی و گردش خون به ویژه قلب و رگها میباشد كه بدون استثناء، تصلب شرائین و سكتههای قلبی و مغزی را در پی دارد. سلسه اعصاب نیز به علت حساسیت شدید نسبت به الكل، بیش از همه اعضاء و دستگاههای بدن صدمه میبیند. از دیگر عوارض رایج مشروبخواری اختلال در حواس پنجگانه و مركز نگهداری ادرار است.
همچنین در اثر مصرف مشروبات الكلی، قدرت و حساسیت بینایی و تشخیص رنگها كاهش مییابد و فرد، به بیماری اختلال در تشخیص رنگها مبتلا میشود. از سوی دیگر نوشیدن بیش از حد مشروبات الكلی، به گلبولهای سفید خون كه كار دفاع از بدن را برعهده دارند، آسیب میرساند و سبب بروز سرطان میشود. خستگیهای مزمن، حساسیت شدید بیش از حد و فشارهای زندگی از جمله سایر مشكلات و صدمات جسمی مصرف مشروبات الكلی است.
در برخی روایات اسلامی نیز به پارهای از آسیبهای جسمی الكلیسم اشاره شده است. امام صادق (ع) در مقام بیان علت حرمت شراب میفرماید: «حرمالله الخمر بعضها و فسادها لان مدمن الخمر تورته الارتعاش....» «خداوند شراب را به علت تأثیر بد و فسادی كه بوجود میآورد، حرام كرد، زیرا میگسار دچار رعش [در اندام] میشود.»
2)ـ آسیبهای روانی
میخوارگی به جز اثرات مخرب جسمی، زیانهای شدیدی را به روح و روان آدمی وارد میسازد و فرد را از حالت تعادل خارج میكند و در نتیجه باعث بروز رفتارهای نابهنجار میگردد. در این بخش به برخی از این آسیبها اشاره میشود:
ـ هذیان
هذیان، یكی از آسیبهای روان پریشی است كه تا مدتی پس از ترك اعتیاد به الكل ادامه مییابد، این حالت روحی موجب بیقراری، بیخوابی، هیجانات و تحریكات شدید در فرد مشروبخوار میشود. هذیان با شاخصهایی نظیر توهم (دیداری و شنیداری)، ترس شدید و عدم تشخیص محیط زندگی و زمان مشخص میشود.
ـ فراموشی
فراموشی، میراث میخوارگی است، میخواره قادر نیست حوادث روز گذشته را به یاد آورد و گاه برای سرپوش نهادن به ضعف حافظه خود، به گونهای تلاش میكند تا وقایع جدید با وقایع قبلی پیوند داده نشود.
ـ زوال عقل
مطابق نتایج پژوهشها، در هنگام مستی و استعمال الكل، نیروی عقل كه اعمال و رفتار آدمی را نظم میبخشد، به طور موقت تعطیل میشود و در این حالت احتمال بروز هر گونه ناهنجاری رفتاری وجود دارد. اسلام بر همین اساس میخوارگی را تحریم كرده است. «شخصی از امام صادق (ع) پرسید: چرا خداوند شراب را حرام ساخته است؟ حضرت فرمود: ساعتی بر مشروبخواران میگذرد كه زمام عقل از كف میدهند، خدا را نمیشناسند و پیرو شیطان میگردند، چون سررشتة عقل و خردشان را در كف او مینهند و فرمان او را انجام میدهند.»
زوال عقل در هنگام مستی با نقصهای شناختی از جمله، اختلال در حافظه، زبانپریشی، كنشپریشی، ادراك پریشی و اختلال در كاركرد اجرایی همراه است. در واقع نقصهای شناختی شاخص اصلی زوال عقل محسوب میشود.
ـ افسردگی
این عارضه میتواند با استفاده بلند مدت از الكل ایجاد شود. اما گاه فرد دچار افسردگی بوده است و برای تسكین آن، به مصرف الكل اقدام كرده است. بنابراین در درمان باید به توالی این تغییرات توجه كرد.
ـ اضطراب
این بیماری روحی، در طی دوره ترك اعتیاد به الكل رایج بوده است، اما بعضی از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب، به عللی برای كاهش آن اضطرابها الكل مینوشند.
ـ حسادت بیمارگونه
حسادت مرضی با سوءاستفاده از الكل در آمیخته است. بدبینیهای غیرهذیانی به شریك جنسی، نسبت به افراد طبیعی رایجتر است.
ـ رفتارهای خودآسیبزا
خودكشی و رفتار خودآسیبزا در بین افراد معتاد به الكل، فراوانتر از سایر افراد در این سن است. نسبت الكلیكهایی كه خودكشی میكنند بین 6 تا 20 درصد است.
3)ـ آسیبهای خانوادگی
آسیبهای میخوارگی فقط به جسم و روان فرد منحصر نمیگردد، بلكه حیات خانواده و اجتماع را تهدید كرده و مشكلات هنجاری بسیاری را در روابط اعضای خانواده و جامعه ایجاد میكند. آسیبهای خانوادگی در دو بخش شامل تأثیر بر روابط زوجین و فرزندان مورد بررسی قرار گرفته است:
الف)ـ روابط زوجین
ـ اختلال در تنظیم روابط جنسی
اولین كاركرد اجتماعی خانواده، تنظیم و نظام بخشیدن به رفتارهای جنسی و تولید مثل است. عوامل مختلفی میتواند در این انتظام جنسی اختلال ایجاد كند به طور نمونه میگساری، آسیبهای جدی را به نظام هنجاری روابط جنسی وارد میسازد، زیرا مصرف دائمی الكل، تغییر محسوسی را در كاهش غریزة جنسی فرد معتاد بوجود میآورد، به طوری كه این امر روابط جنسی فرد الكلیك با همسرش را به سردی میكشاند و در اكثر موارد، علیرغم آنكه مرد به جهت اعتیاد به الكل این مشكل را ایجاد كرده است، اما در اغلب موارد، زن به سرد مزاجی و كاهش روابط جنسی متهم میشود. همچنین مطابق تحقیقات انجام شده در انگلستان 40 درصد از بیماران آمیزشی در نتیجه استعمال الكل بوده است. گاهی نیز شخص میخواره، براثر وابستگی شدید به الكل، زن و فرزندان خود را به آلودگی اخلاقی و جنسی میكشاند تا از این رهگذر، هزینه تهیه مشروبات الكلی را فراهم نماید.
ـ خشونت علیه همسر
از آنجا كه میگساری مرد، كاركردهای خانواده را درهم میشكند، با مقاومت همسر مواجه میگردد و مرد نیز برای كاهش منازعات، مربوط به مصرف الكل، تلاش میكند همسر خود را به استفاده از مشروبات الكلی معتاد نماید و با انواع اعمال نظیر تطمیع و تهدید، او را به شرابخواری ترغیب نماید و بدین ترتیب زن را در انواع فسادها و بحرانها وارد سازد، ولی با مقاومت همسر، كار به جدایی و طلاق میكشد. میگساری مرد تا آنجا ادامه مییابد كه موجب بیغیرتی شوهر نسبت به زن و فرزندان شده و از اینكه همسرش با مردان دیگر رابطه نامشروع برقرار میكند، اعتراضی نخواهد كرد. متأسفانه گاهی مرد مشروبخوار در پارتیهای شبانه، همسر خود را قمار میكند، بیآنكه به عواقب وخیم چنین عمل ننگینی آگاهی داشته باشد.
ضرب و شتم، بدرفتاری با همسر و سوءظن به او، حداقل خشونتی است كه مرد الكلی برعلیه همسر خویش اعمال میكند.
ـ دلسردی از نقش همسری و مادری
به طور طبیعی هر فردی در نظام اجتماعی نقشی را بر عهده میگیرد و با ایفای آن، ضمن ادای رسالت خویش، به ابقای نظام اجتماعی كمك میكند، ولی گاهی به دلایل مختلف، فرد از نقش و رفتاری كه جامعه از او انتظار دارد، دلسرد شده و از روی ناچاری و بدون علاقه آن را انجام میدهد. «دلسردی از نقش»، هنگامی اتفاق میافتد كه آن نقش، اولویت خاصی در زندگی فرد ندارد و شخص به جای آنكه نقش را در دل خود جایگزین كند، آن را تنها به این دلیل ایفا میكند كه ضرورت ایجاب میكند یا دیگران از او انتظار دارند. ایفای نقش در این حالت غالباً همراه با فشارهای روانی است.
مشروبخواری مرد و اعمال زنندهای كه او در محیط خانه وخارج از آن انجام میدهد، زن را در ایفای نقش همسری و مادری بسیار دلسرد میكند، او در چنین شرایطی همسر مست خود را به ناچار تحمل میكند و بر تمام بداخلاقیها و هرزهگوییهای او صبر نموده و احیاناً تأمین نیازهای اقتصادی خانواده را بر دوش میكشد و.... همه اینها در حالی اتفاق میافتد كه احساس رضایتمندی از شوهرش نداشته و از حضورش در خانه و زیر یك سقف احساس شرمندگی میكند.
دلسردی زن از ایفای نقش خود، فرد را دچار فشارهای روانی و از خود بیگانگی میكند و بهداشت روانی او را با خطرات جدی مواجه مینماید.
ـ تنزل پایگاه اجتماعی زن
روشن است كه پایگاه اجتماعی افراد گاه اكتسابی است و براساس كـار و تـلاش و شكوفا نمودن استعدادها و مهارتها بدست میآید و گاه انتسابی بوده و متكی بر زمینههای خانوادگی میباشد و از آغاز تولد به فرد محول شده است.
در اكثر موارد، منزلت و اعتبار اجتماعی زنان، در محیط خانوادگی و به تبع موقعیت اجتماعی همسر ارزیابی میشود. از این روی، هرگونه صعود یا سقوط پایگاه اجتماعی مردان، به پای همسرشان هزینه میشود. بدین معنا كه منزلت اجتماعی زن، به طور مستقل و براساس شایستگیهای وی مورد توجه قرار نمیگیرد و چنانچه مردی منحرف شود، انحراف وی دامان زن را خواهد گرفت. لذا شرابخواری مرد به عنوان یك كجروی و جرم اجتماعی، شأن و منزلت اجتماعی زن را تنزل میدهد. همچنین میگساری مردان باعث میشود تحرك اجتماعی زنان دچار مشكلات جدی شود، مقصود از تحرك اجتماعی، حركت افراد و گروهها بین موقعیتهای اجتماعی ـ اقتصادی مختلف میباشد. زنان شایستهای كه میتوانستند در سلسله مراتب اجتماعی و اقتصادی بالاتری قرار گیرند و فرصتهای بهینهای را در جهت ارتقاء زندگی اجتماعی داشته باشند، به جهت بدنامی ناشی از میگساری همسر، فرصت ارتقاء اجتماعی را از دست میدهند و حیثیت اجتماعی آنها مخدوش میشود.
از اینرو نباید چشمانداز نگران كنندة پیامدهای ناگوار شرابخواری مرد را تنها به فرد مشروبخوار منحصر كرد، بلكه میبایست این آسیبها را برای همسر و اعضای خانواده مورد توجه قرار داد.
ب)ـ روابط والد با فرزندان
ـ زنای با محارم
یكی از شایعترین محدودیتها در رفتار جنسی، ممنوعیت ازدواج یا داشتن روابط جنسی بین اعضای خانواده است، قوانین مربوط به تحریم زنای با محارم، قرنها قدمت دارد و تقریباً قانونی جهانی است، چنین محرماتی باعث دگرگونی فواصل سنی، اختلاط نسلها و تغییرات چشمگیر نقش شخص در خانواده میشود. كودكانی كه از روابط با محارم به وجود میآیند، احتمال بیشتری در به ارث بردن ژنهای مغلوب دارند. اكثر تحقیقات مربوط به زنای با محارم بر روی روابط جنسی پدرـ دختر متمركز است. براساس این تحقیقات مردانی كه با دختران بالای 12 سال خود رابطه جنسی داشتهاند، معمولاً كسانی هستند كه پیشینهای از رفتار تكانشی و مشروبخواری مفرط داشتند. اغلب پدران در حالت مستی به سراغ دختران بزرگتر خود رفته و با آنها رابطه جنسی برقرار میكنند و گاه با وعده و وعید، اقدام به چنین رفتار وقیحانهای مینمایند. مشروبخواران همچنین احتمال زیادی دارد كه در حالت مستی با محارم خود حتی مادر، خاله و عمه خود زنا كند.
ـ پرورش نسل معیوب و بیمار
مصرف الكل عوارض جبران ناپذیری در رشد فرزندان باقی میگذارد. براساس نتایج تحقیقات 17 درصد كودكانی كه پدر الكلیك داشتهاند، زودتر از موعد مقرر بدنیا آمدهاند، 6 درصد كودكانی كه در هنگام تولد توانایی زندگی ندارند، از پدران الكلیك هستند. 75 درصد فرزندانی كه پدری الكلی دارند، فاقد نیروی قوه عقلانی میباشند. 15 الی 17 درصد اطفال دارای پدری الكلی، مبتلا به امراض دماغی هستند.
پروفسور اروندل در مقالهای علمی تحت عنوان «الكلیسم و كودكان» نوشته است: «میزان مرگ و میر در كودكان افراد الكلیك بیش از مجموع تعداد مرگ و میر كودكانی است كه والدین آنها سفلیس یا مسلولاند.»
ـ ناتوانی در مراقبت و نگهداری از كودكان و سالمندان
یكی دیگر از كاركردهای نهاد خانواده، حمایت زیستی، عاطفی و اخلاقی از اعضای خانواده، به ویژه نوزادان و كودكان، سالمندان و معلولان است.
فرد میخواره در اثر مداومت در شرابخواری، احساس عدم كفایت و بیشخصیتی میكند. او به جهت اعتیاد به این رفتار انحرافی، از نگهداری خود عاجز میماند، تا چه رسد به اینكه بتواند از كودكان و سالخوردگان مراقبت نماید. فرزندان میخواره، از محبت و عاطفه پدری احساس محرومیت میكنند و همین امر موجب بروز عقدههای روانی و فشارهای اجتماعی در شخصیت فرزندان آنها میشود. آنان احساس میكنند كه پشتوانهای ندارند، زیرا در صحنههای مختلف اجتماع، كسی نیست كه حمایتهای لازم را از آنها انجام دهد، پدر الكلی نمیتواند كنترل و نظارتی بر روی رفتارهای فردی و اجتماعی فرزندان خود داشته باشد، لذا فرآیند جامعه پذیری و تربیت فرزندان فرد الكلیك آسیبپذیر است. سالمندان هم كه پس از گذشت سالها، انتظار خدمترسانی از سوی فرزند خود را دارند، وقتی شاهد میگساری وی هستند، آرزوهای دیرینه خود را از دست رفته میبینند و احساس میكنند كه فرزند آنها در لحظات پایانی عمر نمیتواند عصای دوران پیری آنان باشد.
ـ اختلال در فرآیند جامعهپذیری كودكان
جامعهشناسان معتقدند اجتماعی شدن كودك به معنای آموختن شیوه زندگی و پذیرش هنجارهای اجتماعی، یكی از مهمترین كاركردهای خانواده محسوب میشود، بنابراین نهاد خانواده میبایست بتواند واحد باثباتی از جامعهپذیری باشد به نحوی كه كودكان بتوانند فرهنگ و مهارتهای نقش را كه برای زندگی بزرگسالی بسیار اساسی است، بیاموزند. به عبارت دیگر، اجتماعی شدن فرایندی است كه در طی آن كودك ناتوان، به تدریج به شخصی خود آگاه، دانا و ورزیده در شیوههای فرهنگی تبدیل میشود، لیكن پدر الكلی آنقدر در حالت مستی و هیجانات ناشی از شرابخواری غوطهور است كه نمیتواند الگوی مناسبی برای انتقال فرهنگ، ارزشها، هنجارها و نقشهای اجتماعی به كودك خود باشد. فرزند چنین پدری، پیوسته شاهد هذیانگویی، فراموشی، ترس، اضطراب و نعرههای بلند پدر مست خود میباشد. طبیعی است كه او در چنین خانوادهای، در مورد هنجارهای مناسب یك زندگی صحیح و مطلوب، مطلبی نخواهد آموخت، در این صورت كودكی كه هنجارآموز نشده است، به عنوان یك انسان كجرو، در شبكه كنش و تعامل اجتماعی با سایر كنشگران قرار میگیرد و از آنجا كه جامعه، افراد كجرو را طرد میكند، فرزند این خانواده، نمیتواند پایگاه و نقش شایستهای را در سلسله مراتب اجتماعی برای خود احراز نماید، از اینرو فرد میخواره به تدریج از فرهنگ عمومی كنارهگیری كرده و زمینه جذب وی در خرده فرهنگ بزهكاری فراهم میشود.
ـ تنزل پایگاه اجتماعی فرزندان
از دیگر كاركردهای نهاد خانواده، این است كه جایگاه و پایگاه اجتماعی كودك را در خصوص تبار منسوبان و خانوادهای كه شخص بدان تعلق دارد، تعیین میكند. به عبارت دیگر خانواده جایگاه اجتماعی اعضای خود را در میان ساختار اجتماعی و سلسله مراتب منزلتی مشخص میسازد. در خانوادهای كه پدر آن دارای شغل آبرومندانه است و به هنجارهای رایج جامعه پایبند میباشد، اعضای خانواده از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردار میباشند و فرزندان خانواده نیز پایگاه و منزلت اجتماعی والایی دارند، اما با اعتیاد پدر خانواده به الكل، پایگاه اجتماعی فرزندان در میان مردم از دست میرود، حیثیت و آبروی خانوادگی آنها مخدوش میشود و فرزندان هم به جهت انتساب به چنین پدری، جایگاه اجتماعی والایی نخواهند داشت و دائماً از سوی دیگران سرزنش و تقبیح خواهند شد. از سوی دیگر چنانچه فردی الكلی، در حالت مستی به دلیل تجاوز جنسی، زنی را باردار نماید، كودك این فرد، به جهت فقدان هویت خانوادگی و هویت اجتماعی با مشكلات متعددی مواجه میشود.
ـ فقدان امنیت اقتصادی خانواده
نهاد خانواده مرجع پاسخگویی به نیازهای اقتصادی اعضای خود میباشد. پدر خانواده و در مواردی مادر، از طریق كار و تلاش، نیازها و احتیاجات خانواده را تأمین مینمایند. با اعتیاد پدر به مصرف بیش از حد مشروبات الكلی، ضربه شدیدی به ساختار اقتصادی خانواده وارد میشود و درآمد خانواده، صرف خرید مشروبات الكلی میگردد و بدینترتیب، نتیجه تلاشهای اقتصادی خانواده به جای ایجاد رفاه عمومی اعضای خانواده، در مسیر لذتجویی شخصی و مصرف الكل از سوی پدر به هدر میدهد.
4)ـ آسیبهای فرهنگی و اجتماعی
پیامبر گرامی اسلام (ص) در خصوص پیامد ناگوار شرابخواری میفرمایند: «شراب، گردآورندة همه گناهان و سرچشمة پلیدیها و كلید زشتیهاست». به عبارت دیگر شراب میتواند سرچشمة همه پلیدیها و گناهان باشد و عامل بسیاری از جرائم و منكرات حتی در جامعه اسلامی است.
ـ تجاوز جنسی
گاهی فرد مشروبخوار در حالت مستی، دچار هیجانات زودگذر و تمایلات جنسی شدید میگردد، به گونهای كه مرتكب تجاوز به عنف و زنا میشود. در روایات اسلامی نیز مفاسد اخلاقی و زنا، به عنوان یكی از پیامدهای زشت شرابخواری شمرده شده است. امام باقر (ع) میفرماید: «یدخل صاحبه فی الزنا..... » «شراب، فرد میخواره را به زنا آلوده میسازد.» زیرا فرد در حالت مستی هیچ كنترلی بر روابط جنسی خود ندارد.
مركز مبارزه با اعتیاد در آلمان اعلام كرد كه 50 درصد تجاوزات جنسی در آلمان تحت تأثیر مصرف مشروبات الكلی است.
تخمین زده میشود كه در ایالات متحده آمریكا، هرثانیه یك زن به زور و تهدید مورد تجاوز قرار میگیرد. تجاوز به عنف در انواع مختلف شامل تجاوز قدرتی، تجاوز خشمانه، تجاوز دگرآزارانه مشاهده میشود.
اكثر متجاوزان جنسی مرد و مشروبخوار هستند كه به جهت عدم كنترل بر رفتارهای جنسی خود، مرتكب تجاوز به عنف میشوند و امنیت زنان جامعه را به خطر میافكنند. مشروبخواری مردان، همچنین جامعة زنان را با چالشهای جدی روبرو میسازد. به طور نمونه در كشورهایی كه تظاهر به مشروبخواری آزاد است، مردان معتاد به الكل، زنان را قربانی وسوسهها و لذات خود میكنند، به طوری كه آنان مجبورند برای حفظ امنیت خود، یا در خانه بمانند و یا در بیرون از منزل، تدابیر امنیتی و خود دفاعی را در پیش بگیرند و هرگز احساس آرامش ننمایند و مداوم از ترس تجاوز مردان مست در اضطراب بسر برند.
ـ آدمكشی
شخص الكلی در حالت مستی، دچار هیجانات بسیار شدید روحی میشود به طوری كه قدرت تعقل از او سلب میگردد، در چنین حالتی عشق و نفرت او هنجارمند نیست، به خصوص كه برخی از این حالات، بسیار خطرناك است. به طور نمونه، بسیاری از قتلها و آدمكشیها در حالت مستی گزارش شده است كه این موضوع حاكی از عمق پیامدهای ناگوار این انحراف میباشد. در روایات دینی، «قتل» یكی از پیامدها و آسیبهای اجتماعی شوم مشروبخواری عنوان شده است. امام رضا (ع) میفرمایند: «خداوند شراب را به موجب اثرات ناگوار از قبیل فساد، تغییر عقل، قتل و آدمكشی تحریم نموده است.»
ـ تضعیف ارزشهای دینی و اجتماعی
در هر جامعهای اساس و قوام فرهنگ، منوط به حفظ هنجارها و ارزشهایی است كه دین و جامعه برای افراد تعریف و تعیین كرده است. ارزشهایی كه به جامعه نظم و انتظام میبخشند و هرچیزی را در مسیر اصلی خود قرار میدهند. اما میخوارگی، كنشگر اجتماعی را به سوی هنجارشكنی و عدم رعایت ارزشهای اجتماعی و دینی سوق میدهد. شرابخواری رابطه انسان با خدا و خلق خدا را آسیبپذیر كرده و زمینه هرنوع انحراف اجتماعی را فراهم میسازد.
در روایتی امام صادق (ع) میفرماید: «خدا شراب را حرام كرد.... زیرا فرد مشروبخوار، نورانیت دل، مردانگی و مروت را از دست میدهد، در ارتكاب كارهای حرام و خونریزی و زنا، گستاخ و بیپروا میشود و در حالت مستی و نابخردی هیچ بعید نیست كه به محارم خود تجاوز كند، شراب بر شرابخوار جز بدی نمیافزاید، فردی كه مست شد، به دین و دینداری نیز ضربه وارد میسازد، زیرا در همان حالت، خداوند را انكار نموده و بر خدا و رسولش افتراء میبندد.»
به دلیل چنین پیامدها و آسیبهایی، میبایست از رواج و شیوع میخوارگی پیشگیری كرد، البته این مهم، مستلزم رعایت اصول و قواعدی خاص است.
اصول پیشگیری از مشروبخواری
اصول كلی جلوگیری از انحراف شرابخواری به شرح ذیل میباشد:
تبیین آموزههای دینی در مورد تحریم شراب و آثار زیانبار اخلاقی و فرهنگی آن.
تغییر نگرش مردم در مورد زیانهای مصرف الكل به وسیله آموزش در مدارس، رسانهها و محافل دینی و مذهبی.
پیشگیری از زمینههای روانی و اجتماعی شرابخواری.
محدود كردن دسترسی افراد به الكل، به ویژه در مراكز تفریحی و سیاحتی.
كنترل عوامل اجتماعی مؤثر بر مصرف الكل مانند بیكاری، فقدان تسهیلات در اوقات فراغت و....
ممانعت از حضور در جلسات و میهمانیهایی كه مشروبات الكلی مصرف میشود، از اینرو حضرت علی (ع) میفرماید: «لاتجلسوا علی مائدة شرب علیها الخمر فان الحبه لایدری متی یؤخذ»
«بر سر سفرهای كه در آن شراب نوشیده میشود منشینید؛ زیرا كه آدمی نمیداند چه وقت جانش ستانده میشود.»
الزام در ارائه گواهی عدم مشروبخواری جهت ثبت ازدواج رسمی. این امر موجب میشود تا افراد شرابخوار مطابق حدیث پیامبر اكرم (ص) در ازدواج دچار مشكل محدودیت شدید شوند.
كنترل و بازرسی دقیق كالاهایی كه از مرزهای غربی وارد میشود. (مشروبات الكلی عمدتاً از طریق این مرزها وارد كشور میشود)
9- اطلاع رسانی عمومی و فرهنگی و حساسیتزایی در خانواده در مورد خطرات الكلیسم و تبیین اهداف دشمن در ترویج میگساری و تشریع پیامدهای خانوادگی و اجتماعی آن.
10ـ تبیین فلسفه تحریم شراب از طریق یافتههای علوم تجربی و اجتماعی.
نظریات و راهكارهای درمان مشروبخواری
پژوهشگران، تئوریها و نظریاتی را پیرامون روشهای درمان این رفتار ناپسند ارائه نمودهاند:
1)ـ نظریات فیزیولوژیكی
از سالها قبل تلاشهای بسیاری برای درمان اعتیاد به الكل، توسط پزشكان انجام گردیده و آموزش پزشكی نیز آنان را ترغیب كرده است تا برای این نوع مشكلات به تبیینهای زیست شیمیایی و فیزیولوژیكی روی آورند. در نمودار ذیل، عناصر درمان مشخص شده اند:
دارو یا مواد
عوامل اجتماعی عوامل روانشناختی
بعضی از پژوهشگران این عقیده را مطرح كردهاند كه در زیرساخت اختلالات مربوط به اعتیاد، باید بعضی از مكانیسمهای فیزیولوژیكی وجود داشته باشد. برای تحقیق این تئوری دو اقدام پیشنهاد شده است:
ـ اقدامات طبی در دفع مسمومیت
در این اقدام، مستی و مسمومیت حاد الكلیك برطرف شده و پزشك دستورات غذایی طبی، برای احیاء و تقویت جسمی فرد الكلی و داروهایی از قبیل كلردی آگزی پوكسید جهت رفع مسمومیت تجویز میكند تا نشانههای بیماری را از بین ببرد و در جهت بهبود فرد الكلیك تلاش نماید. این داروها سبب تحریك، تهوع، تخفیف فشار و از بین رفتن اضطراب میشود و از روانپریشی ترسناك و تشنجآور جلوگیری میكند.
ـ جراحی مغزی
برپایه برخی گزارشات، مشخص شده است كه میل به خوردن الكل، به وسیله قسمتی از مغز كنترل میشود، خنثیسازی این مركز كه بیش از 50 میلیمتر مكعب حجم ندارد، بیمار را برای همیشه درمان میكند.
2)ـ نظریات روانشناختی
ـ تنفر درمانی
یكی از راههای درمانی مورد پذیرش همگان، ایجاد نفرت نسبت به شراب در شخص الكلیك است، رومیها در گذشته، با قراردادن مار زنده در داخل گیلاس شراب و یا مجبور كردن معتاد به نوشیدن مشروب بیمزه، موجب نفرت و انزجار از مشروب میشدند. ولی امروزه نوعی الكالوئید به نام «امتین هیدروكلرراید»، را به ماهیچه یا عضله فرد الكلیك تزریق میكنند، سپس به او الكل داده میدهند، بدین ترتیب فرد با دیدن و بو كردن الكل، دچار تهوع میشود. تكرار این عمل با روشهای شرطی، به عنوان یك بازدارنده قوی در مشروبخواریهای بعدی مورد استفاده قرار میگیرد.
ـ شرطیسازی
ویكر (1948) نخستین كسی است كه نقش مهم عوامل مربوط به شرطی شدن را در اعتیاد مطرح كرد، هرگاه به دنبال پاسخهای كنشگر به داروها و مواد افیونی، مواد محرّكزای دستگاه عصبی مركزی، نظیر آمفتامینها یا كوكائین یا آرامبخشهایی مانند باربیتوراتها تزریق شود، سرعت این نوع پاسخها افزایش مییابد. از نظر ویكر، رفتارها و اشیای مرتبط با دارو، در نتیجه همراهی مكرر با تقویت اولیه ناشی از دارو به تقویت كنندههای ثانوی تبدیل میشوند، به همین ترتیب، محركهایی كه به طور منظم با نشانههای ترك اعتیاد به الكل تداعی میشوند، دارای ویژگیهای اجتنابی شرطی هستند. ویكر معتقد است كه میزان زیاد مصرف در میان معتادان ممكن است ناشی از خاموشی ناقص هر دو تقویت كنندههای ثانوی مثبت و منفی باشد.
3)ـ نظریات دینی
بیتردید دین نمیتواند نسبت به چنین آسیب عظیم فردی، اجتماعی، روحی و جسمی بیتفاوت باشد، از اینرو برای پیشگیری از این انحراف اجتماعی راهكارهایی را پیشنهاد كرده است:
ـ توجه به ارزشهای معنوی و اخلاقی
تعالیم دین برای اطاعت دینداران از آموزههای الهی، تشویقها و تنبیهاتی را بیان كرده است؛ این شیوه میتواند تأثیر بسزایی در ایجاد انگیزه جهت ترك اعتیاد به الكل وكمك به فرد برای اجتناب از رویكرد مجدد به این كار داشته باشد. پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرماید: «من ترك الخمر لغیرالله سقاه الله من الرحیق المختوم فقال علی(ع): لغیرالله قال نعم والله صیافة لنفسه». «هركس برای غیر خدا [هم كه شده] شرابخواری را رها سازد، خداوند او را از شراب خالص و مهر شده بنوشاند. حضرت علی (ع) عرض كرد: آیا اگر برای غیر خدا هم چنین نماید؟! حضرت فرمود: آری به خدا قسم برای حفظ سلامتی خویش است».
ـ اعمال تنبیهات اجتماعی
شریعت اسلامی، مجازات اجتماعی را برای مصرفكنندگان الكل در نظر گرفته است تا هم فرد الكلیك آن را ترك كند و هم دیگران تمایل به شرابخواری پیدا نكنند. از جمله آنكه روایتی از حضرت رسول اكرم (ص) نقل شده است كه:
«شارب الخمر لاتصد قوه اذا حدّث ولاتز وجّوه اذا خطب ولا تعودوه اذا مرض ولا تحضروه اذامات ولا تأتمنوه علی امانة».
«شرابخوار اگر سخنی گفت، باور نكنید و اگر خواستگاری كرد به او زن ندهید و چنانچه بیمار شد، به عیادتش نروید و اگر مرد، بر جنازهاش حاضر نشوید و به او امانت مسپارید».
در روایات اسلامی، هشت مجازات اخروی نیز برای شارب خمر نام برده شده است كه عبارتند از:
1ـ عدم قبولی چهل روز نماز2ـ خوردن گل سرشته به زردابة اهل دوزخ3ـ تبدیل شدن به سگهای اهل جهنم 4ـ مردن در حال تشنگی 5ـ محشور شدن در حالت تشنگی 6ـ كبودی چشم، سیاهی چهره و آویخته بودن لبها 7ـ محروم بودن از رحمت خدا با نوشته شدن بر پیشانی، 8ـ شب و روز در خشم خدا بودن.
اطلاعرسانی در مورد این تنبیهات اجتماعی میتواند گرایش به مصرف مشروبات الكلی را كاهش دهد.
منابع
القرآن الكریم.
انجمن روانپزشكی آمریكا: «راهنمای تشخیص و آمار اختلالهای روانی»، ترجمه محمدرضا نیكخو و دیگران، انتشارات
سخن، چاپ اول، 1374.
اچ ترنر، جاناتان: «مفاهیم و كاربردهای جامعهشناسی»، ترجمه محمد فولادی و محمد عزیز بختیاری، مؤسسه آموزش و
پژوهش امام خمینی (ره)، چاپ اول، 1378.
ابن بابویه قمی، محمدبن علی بن حسین: «علل الشرایع»، منشورات اعلمی، چاپ اول، 1408 قمری.
ایروینجی؛ ساراسون و دیگران: «روانشناسی مرضی»، ترجمه بهمن نجاریان و دیگران، انتشارات رشد، چاپ دوم، 1378.
حرعاملی، محمدبن حسن: «وسائل الشیعه»، دار احیاءالتراث.
حقانی، حسین و دیگران: «بلاهای اجتماعی قرن ما»، نشر شركت انتشار (قم)، چاپ سوم، 1348.
خوشسلوك، مهران؛ جوادپور، سحر: «آخرین دستاوردها پیرامون شرابخواری»، نشر پیام معرفت، چاپ اول، 1380.
ـــــــــ: «روانشناختی نابهنجار و زندگی نوین»، ترجمه كیانوش هاشمیان، نشر دانشگاه الزهراء، 1376.
ستوده، هدایتالله: «آسیبشناسی اجتماعی»، انتشارات آوای نور، چاپ هشتم، 1370.
شاملو، سعید: «آسیبشناسی روانی»، انتشارات رشد، چاپ پنجم، 1373.
صبور اردوبادی، احمد: «الكل از نظر فقه اسلامی»، دارالتبلیغ، چاپ دوم، 1351.
قمی، عباس: «سفینه البحار»، دارالاسوة، چاپ اول، 1414 قمری.
كوئن، بروس: «مبانی جامعهشناسی»، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضل، انتشارات سمت، چاپ سیزدهم، 1381.
گلدر، مایكل: «مبانی روان پزشكی آكسفورد»، ترجمه كیانوش هاشمیان، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، چاپ اول،
1377.
گیدنز، آنتونی: «جامعهشناسی»، ترجمه منوچهر صبوری، نشرنی، چاپ دوم، 1374.
محمدی ریشهری، محمد: «میزان الحكمه»، دارالحدیث، چاپ دوم، 1379.
مجلسی، محمدباقر: «بحارالانوار»، مكتبة اسلامیة، چاپ اول، 1389 قمری.
ولیندزی، پاول: «تشخیص و درمان اختلالهای روانی بزرگسالان در روان شناسی بالینی»، ترجمه محمدرضا نیكخو، نشر
مهارت، چاپ اول، 1379