الف ) شركتهاي مدني لزوما به اتفاق شركاء اداره مي شود يعني تمامي شركاي شركت در اداره شركت مدني دخيل هستند و هر اقدامي كه هر يك از شركاء بخواهد در زمينه اداره شركت انجام دهد نياز به اتفاق آراء ساير شركا دارد اصل سرعت در تجارت امروز نقش فوق العاده مهمي را ايفا مي كند و بسياري از مقررات حقوق تجارت با توجه به همين اصل تنظيم گرديده اند به دست آوردن نظر موافق تمامي شركاء مانع سرعت مطلوب در مسائل تجاري است .

ب ) همانطور كه در حقوق مدني خواهيد خواند هيچ شريكي را نمي توان به باقي ماندن در شركت مدني مجبور كرد يعني هر يك از شركاء هرگاه كه بخواهد مي تواند از شركت خارج شده و سهم خود را جدا نمايد حتي ممكن است با خارج شدن يك شريك از شركت با انحلال شركت مدني مواجه شويم اين قاعده به هيچ وجه با فعاليتهاي تجاري سازگار نيست به اين علت كه چنانچه شريك يك شركت در هر شرايطي از شركت خارج شود موجب ضرر ساير شركاء را فراهم مي كند همچنين در مواردي كه شركت تجاري منحل مي شود تبعات اجتماعي آن فوق العاده ناگوار است بيكاري كارگران شركت – ايجاد وقفه در چرخه توليد و امثال اين مطالب از جمله آفات آن است به همين جهت قانونگذار به فكر تاسيس شركتهاي تجاري با قواعدي متفاوت افتاد براي اينكه شركت تجاري بتواند تشكيل شود به آن شخصيت حقوقي مستقل داده اند شركت در مقررات مدني يك شخص حقوقي محسوب نميشود اما در حقوق تجارت شخصيت شركت كاملا از شخصيت شركاء آن مستقل است كه اين استقلال آثاري دارد :

چنين شخصي ( شخصيت حقوقي شركت) علي الاصول داراي همان حقوق و تكاليفي است كه اشخاص حقيقي دارند به جز موارد استثنائي . ( ر . م 588 ق . ت ) .

عنوان بحث : شخصيت حقوقي شركتهاي تجاري با استناد به ماده 583 ق . ت .

مطابق ماده 583 ق . ت شركتهاي تجاري مذكور در اين قانون داراي شخصيت حقوقي مي باشند ( م 20 ق . ت ) چگونه مي شود اين را توجيه كرد يعني با چه توجيهي يك موسئسه را مانند يك انسان داراي شخصيت و حقوق و تكاليف مي دانيم در اين زمينه تئوري هاي مختلفي بيان شده است كه ذيلا به آنها اشاره مي نمائيم :

الف ) برخي مي گويند شخصيت حقوقي واقعي است به اين معنا كه اشخاص حقيقي بسياري از كارها را به تنهائي انجام نمي دهند بلكه همواره در قالب يك تشكيلات اقدام به انجام آنها مي كنند .

ب ) عده اي معتقدند كه مصلحت هاي اجتماعي بوجود آورنده شخصيت هاي حقوقي هستند بنابراين اعتبار هر كجا كه قانونگذار مصلحت ببيند مي تواند اين شخصيت حقوقي را بوجود آورد و يا او را منحل كند .

ج) تئوري ديگر كه بيشتر در آلمان و سوئيس مورد توجه قرار گرفت تئوري بود كه بيشتر بر مفهوم دارائي اختصاصي شكل گرفت يعني براي تحقق برخي اهداف گاهي نياز به ميزاني از سرمايه وجود دارد كه عموما در دست يك شخص حقيقي ممكن است نباشد در چنين شرايطي ملاك دادن شخصيت به چنين موسئسه اي هدف معيني است كه به خاطر آن دارائي شركت گرد هم آمده است و اختصاص يافته است .

عنوان بحث : آثار مترتب بر شخصيت حقوقي .

الف ) شخصيت هاي حقوقي داراي اسم مخصوص به خود هستند و اين اسم لزوما با اسامي ديگر شخصيت هاي حقوقي متمايز است .

منابع و ماخذ:حقوق تجارت دکتر ربیعا اسکینی(شرکت های تجارتی)