موضوع مورد نظر خود را از قسمت آرشیو موضوعات انتخاب کنید |
مسئله مرور زمان در مسائل جزایی و عدم وجود ان در مسائل حقوقی بحث های زیادی را بوجود اورده است.بعد از این که شورای نگهبان مرور زمان را در مسائل حقوقی مخالف شرع تشخیص داد و این استدلال را مطرح کرد که حق در اثر زمان از بین نمیرود اشکالات زیادی به این استدلال وارد شد.اولا بهتر بود این مطلب در مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح می شد و با توجه به مصلحت نظام مورد بررسی قرار میگرفت چرا که این مسئله باعث تشکیل پرونده های زیادی مربوط به گذشته در محاکم شد و حجم زیادی از دعاوی را به محاکم تحمیل کرد که با مصلحت سیستم قضایی نا سازگار بود.اشکال دوم این است که چرا مرور زمان تنها در مسائل حقوقی از میان رفت و در مسائل جزایی همچنان باقی است؟ایا حق در حقوق جزا از حق در حقوق مدنی بی ارزش تر است؟بطور کلی ایا جان و عرض و ناموس و شرف انسان که عموما موضوع حقوق جزا است از مال که عموما موضوع حقوق مدنی است بی ارزش تر است؟در ضمن از لحاظ تخصصی هم باید توجه داشت که یکی از علل اعمال مجازات در حقوق جزا تهدید جامعه است و ضربه ای که به جامعه وارد شده است بنابراین نباید به صرف گذشت زمان فرد تهدید کننده را از مجازات رهایی داد.برای مثال شخصی که فردی را به قتل رسانده یا او را مورد تجاوز قرار داده یا از دیگری کلاهبرداری کرده است به صرف گذشت زمان از مجازات قانونی(تعزیری) فرار می کند در حالی که نه این شخص سالم شده است ونه خطر این فرد از جامعه دورشده است.البته نکته ای که باید به ان توجه داشت اینست که در صورتی که مرور زمان به طور کلی پذیرفته میشد وجود داشتن ان در مسائل کیفری نیز چندان مورد اشکال نبود اما با عدم وجود ان در مسائل حفوقی اشکالات فوق وارد می شود.
یکی از مبهم ترین مسائل جزایی بحث افترا موضوع ماده 697قانون مجازات اسلامی است که اعلام می دارد: هرکس به وسیله اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله درج در روزنامه و جرائد یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر به کسی امری را صریحا نسبت دهد یا انها را منتشر نماید که مطابق قانون ان امر جرم محسوب می شود و نتواند صحت ان اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس محکوم خواهد شد.اما این در حالی است که نظریه اداره کل حقوقی تدوین قوانین قوه قضاییه در تاریخ1381/9/30 در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه ایا شخصی که به عنوان خیانت در امانت یا سرقت شکایت کرده وشکایت وی به اثبات نرسیده به عنوان مفتری قابل تعقیب است یا خیر؟این مورد را قابل تعقیب قضایی نمی داند و عنصر معنوی جرم افترا که همان سونیت است را در این مورد محرز نمی داند چرا که مفتری در مقام احقاق حق بوده است و مجرم بودن او را مخالف باعدالت می داند اما در ادامه می گوید درصورتی که کسی به منظور اضرار به غیر اکاذیبی را منتشر نماید و قادر به اثبات ان نباشد به عنوان مفتری قابل تعقیب است. اما مطلب مهم اینست که چگونه فرق بین شکایت در مقام احقاق حق با شکایت به منظور اضرار به غیر قابل تشخیص است؟ نکته جالبتر اینکه ایا شکایت ازدیگری ممکن است در مقام اضرار به غیر نباشد؟ چرا که برای مثال گرفتن پولی از دیگری چه به حق چه به ناحق باعث ضرر به او می شود و از منافع و اموال ان شخص می کاهد این ابهام قانونی باعث شده تا تعدد ارا بین محاکم به وجود بیاید برای مثال در یک مورد دادگاه شخصی را که اتهام ربا به دیگری زده مفتری به منظور اضرار به غیر دانسته اما در موردی دیگر مشابه ان مفتری را در مقام احقاق حق دانسته و جرم افترا ماده697 را محرز ندانسته.
در این مقاله سعی شده است که اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی را توضیح داده و نظرات موافق و مخالف این مقوله گرد آوری شود. همچنین به نتایج اجرای این اصل بر سرنوشت جامعه و به تبع آن افراد ، پرداخته شود .
اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها [1] نتایجی در بر دارد که عبارتند از :
قاعده مرور زمان یک تأسیس حقوقی بسیار مهم و پرکار برد و همچنین مفید برای حقوق هر کشور است ، همچین باعث ثبات اوضاع حقوقی می شود . اگر این قاعده وجود نداشته باشد ، مجنی علیه ای که در احقاق حق خود کوتاهی کرده است و یا به خاطر کوتاهی دستگاه تعقیب ، متهم تعقیب نشده است و یا به دلیل کوتاهی دستگاه قضا حکم صادر نشده است و یا به خاطر تقصیر مجرم که که از مجازات فرار کرده است ؛ نمی توان راهروهای دادگاهها را شلوغ کرد و وقت قضات را با دعاوی کهنه گرفت . همچنین اثبات دعوایی که مدت زمانی پیش اتفاق افتاده کار چندان آسانی نیست چرا که اکثر ادله اثبات جرم پس از گذشتن زمان از بین خواهند رفت . مثل شهود و امارات . و چه بسا مجرمی که بعد از گذشتن مدت زمانی که مشمول مروز زمان شده است ، همیشه در فکر مجازات و گریختن از او بوده به اندازه کافی از نظر روانی مجازات شده است و اگر دوباره به مجازات برسد خاطره ارتکاب جرم در ذهن مجرم و جامعه زنده شده و این عمل باعث ایجاد ناامنیتی در جامعه می شود و مردم به دستگاه قضا و عدالت بدبین می شوند . چرا که جرمی در چندین سال پیش اتفاق افتاده و مجرم پس از چند سال ، اینک مجازات می شود.
داستان زیر به خوبی تأثیر این نهاد حقوقی و عدم وجود را نمایان می کند :
مقدمه :
بزه، اولين پديدهاي بود كه با تجمع افراد به دور يكديگر و شكل گرفتن جامعه، تظاهر پيدار كرد، زيرا گردهم آمدن افراد موجب سرپيچي از برخوردهاي گوناگوني بين آنها گرديد و به همين دليل دستورات و مقرراتي پديد آمد تا قدري آزادي افراد را به سود جامعه مقيد گرداند و حدود هر يك از افراد جامعه مشخص گردد بررسيهاي جرم شناسي نشان ميدهد كه هر معلولي، علتي داردو هيچ چيز بر خودي خود به وجود نميآيد بنابراين هر جرمي هم داراي علل سازندهاي است كه بر روي فرد اثر ميگذارد و او را بسوي ناسازگاري و نابهنجاري سوق ميدهد.
برخی از احکام دادگاههای جزائی را میتوان بدون رعایت آئین دادرسی کیفری صادر نمود. قاضی بدون حضور متخلف و یا وکیل او و در نتیجه بدون رعایت اصل اساسی رودرروئی (یا اصل دوطرفانه) (پرنسیپ کنترادیکتوار) و تنها با مطالعه پرونده حکم خود را صادر میکند.
فقر يكي از عوامل مهم انحرافات
، از جمله دزدي و انحراف جنسي در مردم بويژه در كودكان و نوجوانان است
. بيشتر محروميتها و بر آورده نشدن تمايلات كه موجب عدم اطمينان اجتماعي مي شود ناشي از فقر است و نمي توان آن را ناديده گرفت .
بيكاري، كمبود مواد غذايي و پوشاك ، بي سوادي ، عقب افتادگي ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت كافي و انواع بيماريهاي روحي و جسمي ، حتي در سطح جهاني ، جنگها و خونريزيها ريشه در نيازهاي مادي و ترس از فقر دارد .
هنگامي كه در طبقات بالاي اجتماع بعلت نفع و حرص وولع براي رفاه بيشتر ، رحم شفقت و انصاف فراموش مي شود ، نمي توان از طبقات محروم انتظار دوستي و رحم شفقت داشت .
از آن كه در سيستم فعلي حقوق ايران، فقط قانون حق تعيين مجازات را دارد لذا اولين شرط پديده جنايي وجود قانون است. مقنن در ماده 2 قانون مجازات اسلامي مقرر داشته است كه: «هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود». كه به اصل «قانوني بودن جرائم و مجازاتها» (2) معروف است.
چكيده:
شركت در جرم در جرايم مقيد (مثل قتل و سرقت) بر اساس مباني فقهي و قانوني عبارت است از ارتكاب ركن مادي جرم واحد، توسط اشخاص متعدد؛ به نحوي كه نتيجه ي مجرمانه مستند به عمل همه ي شركاء باشد. بر اساس همين مباني، منظور از مستند بودنِ نتيجه به عمل شركاء، وجود رابطه ي عليت بين عمل هر يك از شركاء و نتيجه ي مجرمانه است؛ به نحوي كه بتوان هر شريك را به تنهايي، يك مباشر به شمار آورد. بنابراين اگر در ارتكاب قتلي، فردي مجني عليه را نگاه دارد تا ديگري او را بكشد، شركت در قتل محقق نيست و صرفاً كسي كه سلب حيات را انجام داده قاتل است. به همين ترتيب در جرم سرقت هم اگر دو نفر وارد منزلي شوند و فقط يك نفر از آن ها اموالي را بربايد و نقش ديگري صرفاً مواظبت از اطراف يا اعضاي منزل باشد تا سرقت لو نرود، نميتوان شركت در جرم سرقت را محقق دانست. با توجه به صدور آراء متعدد از دادگاه هاي بدوي كه بيانگر عدم دقت در مباني فقهي و حقوقي موضوع، به خصوص در مورد جرم سرقت است، در اين مقاله به بهانه ي نقد يكي از آراء اين دادگاه ها به بررسي مباني فقهي و حقوقي شركت در جرم ميپردازيم.
واژگان كليدي: شركت در جرم، شركت در سرقت، شركت در قتل، رابطه ي عليت
انجمن ايراني حقوق جزا و انجمن ايراني جرم شناسي، دو انجمني هستند كه
در تاريخ بيست و پنجم اسفندماه سال هزار و سيصد و هفتاد و دو در
راستاي تحقق اهداف و آرمانهاي اساتيد و پژوهشگران حقوق كيفري
وجرم شناسي، تشكيل شدند.
بنيان گذاران هر دو انجمن اساتيد حقوق كيفري و جرمشناسي دانشكده
حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (ملي) هستند: دكتر محمدعلي اردبيلي،
دكتر گودرز افتخارجهرمي، دكتر اميرارجمند، دكتر بيگزاده، دكتر منوچهر
خزاني، دكتر نسرين مهرا، دكتر حسين ميرمحمد صادقي، دكتر علي حسين
نجفي ابرندآبادي، دكتر رضا نوربها.
امروزه مسأله سقط جنين ويا بچه كشي ، معضلي جهاني است و بحث هاي گوناگوني كه
درباره آن صورت گرفته است ولي تا حل نهايي اين مسأله از ديدگاههاي متفاوت، راه درازي در پيش است . آزادي سقط جنين يا تخفيف مجازات بچه كشي در برخي از كشورهاي غربي به اين معنا نيست كه اين مسأله از نظر اخلاقي فيصله يافته است . سقط جنين از سويي با احكام قطعي اخلاقي سروكار دارد و از سوي ديگر با احساسات و عواطف انساني . از اين رو داوري در باب آن چندان آسان نيست و با آن كه اين مبحث بيش از همه مباحث اخلاقي مورد توجه فيلسوفان اخلاق قرار گرفته كمتر در باره حكم اخلاقي آن اتفاق نظر حاصل شده است.
حقوق جزای عمومی
عناصر متشکله جرم ، نتایج اصل قانونی بودن ، استثنائات اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین جزایی ، و..... عناصر متشکله جرم عبارتند از
عنصر مادی جرم
عنصر معنوی جرم
عنصر قانونی ــــــ اصل یانونی بودن جرائم ، مجاراتها ، دادرسی
عنصر عدم مشروعیت
آنچه مسلم است تا امروز به دلیل اختلافات زیر بنایی و ریشه ای مختلفی از جمله در مسا ئل عقیدتی،فرهنگی و مذهبی و در عین حال تفاوت هایی که در معیارهای سنجش ارزش ها در حیطه های گوناگونی وجود داشته،یک توافق و تفاهم عمومی و جهان شمول استقرار نیافته است.وانگهی ،تمام انسان ها از هر قشر و قبیله،نژاد و مذهب، دین و عقیده اتفاق نظر دارند که یکی از محوری ترین اعمال فردی و اجتماعی ،تربیت و هدایت درست کودکان برای آینده می باشد.اقدامی که شرط ضروری و انکار ناپذیر رشد وشکوفایی و ترقی جامعه ی انسانی تلقی می شود.
مجرم سیاسی
قطعا تعاریف گوناگونی از جرم سیاسی ارائه شده است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت جرم سیاسی،جرمی است که با هدف مبارزه علیه تشکیلات و طرز اداره ی حکومت و اصلاح ساختار آن انجام می گیرد.
در ارتکاب جرم سیاسی انگیزه ی مرتکب معمولا اصلاح غلط هایی است که به تصور وی در دیکته ی حاکمان وقت به چشم می خورد.وی از طرق مختلفی نظیر درج عقاید خود در مقالات مختلف و سخنرانی در محافل گوناگون و شرکت در تظاهرات وهمکاری با همفکران خود،مخالفت خود را با نظام و حاکمیت کشور خویش نشان می دهد.
گفتار اول :
تعریف:
حقوق جزایی و حقوق کیفری ، مجموعه اصول و قواعدی است که بر عکس العمل دولت بر اعمال ضد اجتماعی حاکم باشد و دولت بتواند از طریق این قواعد با تهدید به مجازات ویا اعمال آن و یا از طریق اقدامات تامینی (تربیتی،درمانی و مراقبتی) به مقابله با پدیده ی جنایی بپردازد و از وقوع جرم پیشگیری کند تا عدالت نسبی و نظم و امنیت بر جامعه حاکم باشد.


منبع:
روان شناسی کیفری
در روانشناسی جنایی یا کیفری تجزیه و تحلیل حالات روانی مجرم مورد مطالعه قرار میگیرد.
روانشناسی جنایی در سالهای اخیر مورد توجه واقع وهمراه با پیشرفت سایر شعب روان شناسی بسط وتوسعه یافته است. سابقاً به هیچ وجه توجهی به علل جرم از نظر کیفیت روانی وحالات خاص مجرم مبذول نمیگردید و حتی جنون یا سایر عوارض شبیه آن نمیتوانسته از موجبات معافیت از مجازات باشد. علت آن هم این بود که در آن دوران برای صدور احکام کیفری فقط خود نفس جرم مورد توجه قضات قرار می گرفته نه حالات و نفسانیات مجرم. خوشبختانه به تدریج مراجع قانونی و محاکم دادگستری به کیفیت روانی مجرم توجه نموده و مساله مسئولیت در قبال جرم مطرح گردید و در بسیاری از موارد شخصیت مجرم مورد نظر قرار گرفت. امروزه مطالعه روانشناسی کیفری اهمیت خاص یافته و نقش آن در شناخت مجرم کاملاً آشکار شده است.
شخصیت عبارت است از جمیع احساسات و عواطف و انگیزهها و همچنین خلق و خوی که شخص را با محیط سازگار میسازد. بنابراین...
مجرمین چه شکلی دارند؟!
آگوست کنت، فیلسوف و نویسنده فرانسوی که در سال 1839 اولین کتاب جامعهشناسی را تألیف نمود معتقد است که انسان در اعمال و رفتار خود آزادی و اختیار ندارد و این بدان معناست که در یک جامعه فرد نمیتواند آزادانه دست به کارهای ناشایست بزند و میگوید بزهکار یک میکروب اجتماعی است که سلامت جامعه را مورد تهدید قرار میدهد.|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|
![]() |